خرید بک لینک

باور کن مسلمانیم !

بزرگترین رسالت من در زندگی، نجات روحم است. با دو عامل روشنی ذهن و گرمای دل*

نمی دانند..

آنها همچنان بر این باورند که گلها نمی رقصند و سبزه ها شعر نمی خوانند و پرنده ها گریه نمی کنند. دریغ از آن که نمی‌دانند حتی گلهای قالی هم می رویند و زنده اند...

آمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: مهران احمدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 9:39

باور کن مسلمانیم !بزرگترین رسالت من در زندگی، نجات روحم است. با دو عامل روشنی ذهن و گرمای دل*آنهایی که در طرف سیاهی و ظلم ایستاده اند، پیام حضرت حق برایشان خسران و پشیمانی استوَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ (سوره بقره، آیه ۲۵۷) مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ (سوره بقره، آیه ۱۷) أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّ

برچسب: نویسنده: مهران احمدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 9:39

باور کن مسلمانیم !بزرگترین رسالت من در زندگی، نجات روحم است. با دو عامل روشنی ذهن و گرمای دل*تاریخ تکرار میشود … تاریخ تک تک نبردها، فداکاریها، خیانتها ، وفاداران، خائنین ، تماشاگران را در دل خود ، در ذهن خود در فکر ما ، در جان ما، در لوح محفوظ حفظ کرده است. و اینک وجدان ها پای کار است. وجدان هایی هر چند خاموش و به خواب رفته ، بیدار خواهند شد و وجدان های بیدار، پر غرورتر و بیدار ترما ، لباس سیاه عزای رهبر پاکمان را هنوز بر تن داریم، هنوز دلمان از پر کشیدن ایشان خون است. ما هنوز پای کاریم، ما به

برچسب: نویسنده: مهران احمدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 9:39

باور کن مسلمانیم !بزرگترین رسالت من در زندگی، نجات روحم است. با دو عامل روشنی ذهن و گرمای دل*پیام آیات نورانی قرآن برای آنانی که می اندیشند..«يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» (سوره طارق، آیه ۹) «روزی که رازها آشکار می‌شود» «وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ» (سوره روم، آیه ۴)«و در آن روز مؤمنان شاد می‌شوند» «فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ» (سوره زمر، آیه ۱۵»«

برچسب: نویسنده: مهران احمدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 9:39

باور کن مسلمانیم !بزرگترین رسالت من در زندگی، نجات روحم است. با دو عامل روشنی ذهن و گرمای دل*ای آشنای دور ، راه ما از هم جدا شده است ..ای آشنای دور که اکنون نمی توانم هموطن بناممتاز یک جایی به بعد، دیگر راهمان از هم دور شد از همان جایی که ..مدرسه ای قبرستان شد و تو خندیدی کودکان مظلوم وطن به خاک و خون کشیده شدند و تو خندیدی سرباز وطن جان داد و تو خندیدی نشانه های تاریخ و تمدن وطن ویران شد و تو خندیدی ..وطن و هموطن پر پر شد ، با خاک یکسان شد و تو … آری ما راهمان جداست، الان جدا نشده، این جدای

برچسب: نویسنده: مهران احمدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 9:39

صفحه بندی